مرتضى مطهري
372
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
نيچه گفته است ( 1 ) : من مكرر بر مردم ضعيف كه خود را به دليل اينكه دندان و چنگال ندارند عادل و صالح مىخوانند ، خنديدهام مقصودش اين است : همهء طرفداران عدالت از آن جهت طرفدار عدالتند كه دندان و چنگال ندارند . مكياول گفته است : فضيلت ، هوشمندى و قدرت است . بعد دربارهء اين بحث بايد سخن گفت كه : هل نطلب الحق او القوّة و هل خير لنا ان نكون صالحين او ان نكون اقوياء ؟ يا : نطلب الحق بالقوّة و خير لنا ان نكون اقويا صالحين . هابز مىگويد : آدمى طبيعتاً خودخواه است و سود خود را مىجويد و چيزى جز آن نمىخواهد . مىگويد : به دليل اينكه يك فرد به همهء افراد محبت ندارد به هيچ فرد محبت ندارد و آنچه محبت مىخوانيم نوعى سودجويى است در صورت محبت . مىگويد : پيمانها بدون شمشير كلماتى است بىارزش . در مقابل ، افكار و عقايدى هست كه براى تمايلات اخلاقى و انسانى اصالتى قائل است نه تنها عادلاند ، عدالت خواهاند . اينچنين افراد در مذهب زياد داريم و بنابراين اجراى عدالت به وسيلهء تكامل اخلاقى و اجتماعى بشر است كه البته دينى خواهد بود ، نه به وسيلهء تكامل فكرى و تجربى و نه به وسيلهء تكامل ماشين . اما مسئلهء سوم : گفتيم گروهى هستند كه خوشبين نيستند ، آيندهء جهان را تاريك مىبينند ، مىگويند بشر گور خود را به دست خود كنده است ، و انصافاً اگر تنها بخواهيم از زاويهء علل و عوامل مادى و ظاهرى ببينيم دلايل زيادى بر اين بدبينى وجود دارد . تنها ايمان به امدادهاى غيبى است كه جلو اين را مىگيرد تغييرات كمّى در آينده تبديل به تغييرات كيفى خواهد شد ، يعنى وجدان افراد و وجدان اجتماع و وجدان جهان به كار خواهد افتاد : ولى از نظر اسلام ما بايد معتقد و خوشبين باشيم و خود را در دورهء طفوليت بشر ببينيم . دورهء كامل صلح و صفا و تحول و دگرگونى
--> ( 1 ) رجوع شود به جمهوريت افلاطون ( مقدمه ) ، ترجمهء حنّا خبّار